وقتی سکوت می کنم . وقتی تو دلت می سوزد
وقتی دشمن همنشین لحظاتم می شود
وقتی از خودم ناامید می شوم ............
امروز صحن نگاهت را با گلاب عشق می شویی
میهمان عزیز است .
خلیل الله در روز میعاد به طواف تو آمده
گویی خدا همنشین لحظاتت شده
قشری می شوم و می گویم بی چاره حاجیان
اما نه. گویی خدا امروز در همه ی نفس ها جاری است
چقدر دلم می خواهد من هم در ضیافت شما باشم
افسوس ..........................
من چه گویم یک رگم هوشیار نیست !!!!!!!!!!
+ نوشته شده در یکشنبه دهم دی ۱۳۸۵ ساعت 17:23 توسط المیرا
|