منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن
نگار می فروشم عشوه ای داد
که ایمن گشتم از مکر زمانه
+
نوشته شده در جمعه سی ام تیر ۱۳۸۵ ساعت 3:38 توسط المیرا |
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
شهریور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تیر ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
اردیبهشت ۱۳۸۶
فروردین ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تیر ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
اردیبهشت ۱۳۸۵
فروردین ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۴
پیوندها
پروانه ی خدا(نرگس)
یار همیشه شاد(فرزانه)
معشوق تنهای خدا(سمانه)
کودک ترین شاعر و معشوق خدا(هانیه)
مرد بارانی(استاد)
سما
بانوی آبی ها (طیبه)
همسفر کودکی(سمانه)
اقیانوس آرام(آتش خفته)
دختر مقنعه آبی(زهرا)
پرنده ی آبی(هانیه)
خاطرات یک مرد(حامد)
همیشه همسفر (فهیمه)
سیروس
معنای عشق(مریم)
یک فصل سکوت
مطرب عشق (روناک)
یه مامان گل گلی
بلبل سرگردان خدا(زهرا)
BLOGFA.COM