درد
آسمان دشمن سجاده ی زمین شد
و از پشت دستان مهربانش
ناجوانمردانه ترین درد ها را برای او خواست
طوفان خودخواهی . صاعقه ی بی عدالتی و سیل غم
آرام شد اما دیگر سجاده ای نبود
و حال آسمان باران اشک در مرثیه زمین می سرود
و زمین چه بزرگوارانه .خود را در برابر قطرات باران نهاد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۸۵ ساعت 8:57 توسط المیرا
|