آسمان دشمن سجاده ی زمین شد

و از پشت دستان مهربانش

ناجوانمردانه ترین درد ها را برای او خواست

طوفان خودخواهی . صاعقه ی بی عدالتی و سیل غم

آرام شد اما دیگر سجاده ای نبود

و حال آسمان باران اشک در مرثیه زمین می سرود

و زمین چه بزرگوارانه .خود را در برابر قطرات باران نهاد.