|
خسته ام خدایا
در این ماتمکده دل خسته ام روزگاری بود که خلوتکده ام پر از عطر یاس بوی اقاقی بود و حال دوباره در آستانه ی جنهم آرزوی مرگ مرا به خود می خواند تمام هستی ام را به تاراج می دهم فقط آرامش می خواهم به هزار در پناه بردم اما .................. نمی دانم کدامین آستان بر من گشاده می شود ؟ کدامین آستان ؟ مرا نجات بده مرا رها کن از این .......... خدایا دنیا و درد های آدمیان آتشفشان روحم شده است و مرا به مسلخ می برد جز تو راه به جایی ندارم نجاتم بده نجاتم بده بود آیا هم آغوشی آسمان نور ؟
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 19:58  توسط المیرا
|
|
|